چگونه زندگی را از نو آغاز کنیم: ۲۱ راهکار موثر برای بازگشت به مسیر زندگی
«خوشبختی در تاریکترین لحظات زندگی سراغ انسان میآید، کافی است نومید نشوید و طالب نور باشید». این جمله از هری پاتر تنها یک عبارت ساده نیست، بلکه فرمولی اساسی برای بازگشت به زندگی پس از هر سختی و رنجی محسوب میشود. در این مطلب با هم بررسی میکنیم که چگونه میتوانیم از نو آغاز کنیم و از دل سختیها به زندگی بازگردیم.
روش اول: نیازهای اولیهتان را برآورده کنید
۱. اجازه دهید احساساتتان را بیان کنید

بله، این اولین قدم برای آغاز مجدد است. شما نمیتوانید نسبت به احساسات خود بیاعتنایی کنید. سرکوب احساسات تنها باعث میشود بعداً به صورت شدیدتر منفجر شوند. ضمناً، پذیرش احساسی که دارید به شما انرژی میدهد تا اقدامی انجام دهید. درک شرایط و اینکه واقعاً میخواهید از آن خارج شوید، تنها راه تسلط بر آن شرایط است. پس تردید نکنید، گریه کنید، ناله کنید و غمگین باشید، حس درونیتان را بیرون بریزید و نارضایتی خود را ابراز نمایید.
🔗 بیشتر بخوانید: رحم اجاره ای چیست؟ شرایط، مرحله های و قوانین در ایران
- قطعاً میدانید افرادی که رژیم غذایی میگیرند، معمولاً یک همراه یا همرزم برای خود انتخاب میکنند و به همه اجازه میدهند بدانند چه اتفاقی قرار است بیفتد. دلیل آن نیاز به حمایت و پاسخگویی است. در اینجا نیز دقیقاً همان اصل صدق میکند. حتی اگر یک نفر را آشکار کنید که دوست و همراه شما باشد و بتوانید به او تکیه کنید و او نیز شما را تشویق کند تا از ادامه مسیر سرباز نزده، بسیار عالی است. همه ما به حمایت نیاز داریم.
۲. به خودتان فرصت استراحت دهید
حقیقت این است که در این لحظه شما به شدت نیاز به استراحت دارید. گاهی باید زندگی را متوقف کرد. تا جایی که امکانپذیر است هیچ کاری نکنید، برای مدتی کوتاه دست از هر فعالیتی بردارید و متوقف شوید! برای چالشهای پیش رو انرژی جمع کنید و به زندگی نشان دهید چه کسی صاحب کنترل است!
- اگر شاغل هستید، احتمالاً باید چند روز مرخصی بگیرید، فقط چند روز، نه برای زمان طولانی که خطر از دست دادن شغل شما را تهدید کند! یک یا دو روز برای رسیدگی به خودتان، آسایش و تمرکز کافی است. اکنون همه چیز مربوط به خودِ شماست!
۳. درآمد ثابتی فراهم کنید

بدون شک نیازهایی وجود دارد که همگی انسانها دارند. برای اکثر ما، این نیازها شامل داشتن پول برای تهیه غذا و سایر احتیاجات اولیه است. بله، درست است، شما در جیبتان پول دارید، اما برای پیشرفت در این سلسلهمراتب و امکان فکر کردن به تغییرات، نیاز به درآمد ثابت و مطمئن دارید.
🔗 بیشتر بخوانید: بهترین سایتها برای خواندن مقالات جذاب
- خلاصه اینکه اگر بیکار هستید، به جستجوی یک شغل مناسب بروید. احتمالاً باید ۴۰ ساعت در هفته را صرف یافتن کار مناسب کنید. در اقتصاد دنیای امروز، یافتن شغل مناسب کار راحتی نیست، اما مقدور است. هیچ فرصتی را از دست ندهید و با هوشیاری و دقت تمام احتمالات را بررسی کنید.
۴. تحصیلاتتان را تکمیل کنید
اگر تحصیلات دانشگاهیتان را رها کردهاید، حتماً آن را تمام کنید. برای یافتن شغل مناسب، قطعاً به مدرک هم نیاز دارید. با داشتن مدرک، انتخابهای بیشتر و بهتری پیش رو خواهید داشت و حس بهتری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد، چون موفق شدهید کاری را به انجام برسانید. قبل از همه اینها، حس ناامیدی تنها یک حالت روحی است. تکمیل تحصیلات میتواند نگرش شما را به طور کلی متحول کند.
۵. ترک عادات بد را از یاد نبرید


اگر سیگار میکشید، الکل مینوشید یا عادات بد دیگری دارید، باید آنها را کنار بگذارید. اگر این کار را نکنید، رشد فردی نخواهید داشت. برای اینکه پیشرفتی در زندگیتان حاصل شود، نباید عادات و رفتارهای بد قبل را ادامه دهید. شما خودتان مسئول این تصمیمگیری هستید.
🔗 بیشتر بخوانید: اهمیت وقتگذرانی با همسر؛ ۹ پیشنهاد جذاب و ۳ نشانه زیادهروی
- شخصیت ایدهآل خود را تصور کنید. آیا این فرد مطلوب شما به کسی یا چیزی وابسته است؟ وقتی برای خودتان برنامهریزی میکنید، چرا این عکس ایدهآلی را در ذهن ندارید؟ شما «بهترین بودن در نوع خودتان» را به خودتان بدهکارید. اگر نتوانید عادات بد را ترک کنید، هیچ عادت تازه و بهتری وارد زندگیتان نخواهد شد.
۶. تفکرتان را پویا و مثبت کنید
هنگامی که نیاز دارید شرایطتان را متحول کنید و زندگی تازهای آغاز کنید، باید تغییراتی در تفکراتتان نیز ایجاد کنید. باید مانند یک فرد تازه فکر کنید، مانند یک فرد تازه حرکت کنید، مانند یک فرد تازه لباس بپوشید و محیط اطرافتان را نیز با آدمهای جدید پر کنید. اما برای رسیدن به همه اینها، اول باید تفکرتان را مثبت و اعتقادتان را محکم کنید. «نمیتوانم» و «اما و اگر» و «شایدها» را کنار بگذارید. در مسیر پیش رو، فرصتی برای جولان این افکار نیست.
- یقین داشته باشید اگر متفاوت فکر کردن را به مغزتان بیاموزید، میتوانید شرایط را به طور کلی منقلب کنید. شما همان چیزی هستید که فکر میکنید. هر چند تقریبا غیرممکن است فردی را آموزش دهیم دقیقاً کاری خاص را انجام دهد، اما ادامه نوشته، طی این فرآیند را برایتان بسیار سادهتر خواهد کرد. تفکر مثبت و با اعتماد به نفس، پیشنیاز اجرای مراحل زیر است.
۷. دقیقاً مشخص کنید چه فردی میخواهید باشید

دوست دارید چطور به نظر برسید، چطور لباس بپوشید، روابطتان چطور باشد، کجا میخواهید زندگی کنید، چه اتومبیلی میخواهید داشته باشید؟ ۱۵ دقیقه وقت بگذارید، چشمانتان را ببندید و زندگی ایدهآل و احساسی که در آن خواهید داشت را تصور کنید. از این زندگی مطلوب یک عکس ذهنی بگیرید، باید این عکس را باور کنید، بدون سایهای از شک و تردید، فردی که تجسم کردهید همانی است که خواهید بود.
- شما باید بدانید الان کجا هستید و مسیرتان را از کجا باید آغاز کنید، به کجا میخواهید برسید و نقطه آخر کجاست؟ چه مقصدهایی دارید؟ اینها را روی کاغذ بیاورید. همه ما نیاز داریم روی برخی از تواناییهایمان کار کنیم، چون هیچکس کامل و بیعیب نیست.
روش دوم: مراقبت از بدنتان
۱. دوش بگیرید
احتمالاً مقداری خندهدار به نظر برسد، اما برای داشتن ذهن تمیز باید بدن را هم پاکیزه کنید. برای آغاز تفکر تازه باید تازه و تر باشید. دوش گرفتن یا سایر تکنیکهای آسایشبخشی برای این هستند که استرس را از شما دور کنند و به ذهنتان یادآوری کنند که زمان آغاز مجدد فرا رسیده است. شما با دوش گرفتن نه تنها تمیز، پاکیزه و شاداب میشوید، بلکه برای آغاز هم آماده میشوید.
۲. ورزش کنید


مسخره به نظر میرسد، نه؟ آیا فردی که در اوج ناامیدی و حس ناتوانی است، اراده و توان ورزش کردن دارد؟ اما مطلب این است که به چنین مقولاتی نمیتوان نگاه «اول این، بعد آن» داشت. برای مثال واقعاً لازم نیست به این فکر کنیم که آیا فرد موفق ورزش میکند یا فرد ورزشکار موفق است، اول مرغ بود یا تخممرغ؟
- اولین چیزی که در زمان ناامیدی و حال ناخوشایند باید به آن اهمیت دهید، بدنتان است. تمام روز را در تخت گذراندن تنها شرایط را بدتر میکند؛ چرخهای معیوب که تنها خودش را تغذیه میکند. بدنتان آغاز میکند به خستگی و ناتوانی و سپس ذهنتان هم همراهیاش میکند. وقتی ورزش میکنید، ذهنتان به جای پرداختن به چیزهای بیاهمیت و منفی، آغاز میکند به دستور دادن به بدنتان، حس بهتری خواهید داشت، ظاهر بهتری خواهید داشت و در کل بهتر میشوید. در نتیجه نیرویی به دست میآورید که با دنیای دیوانه بجنگید!
۳. بر تغذیه سالم تمرکز کنید

غفلتاً میبینید ساعتها پشت میز شام نشستهاید و مشغول خوردن و تماشای تلویزیون هستید یا هلههولههای بسیاری خوردهاید بدون اینکه حواستان باشد. سپس از پرخوری، حس بسیار بدی پیدا خواهید کرد و ناچار میشوید باز همان چرخه معیوب تکرار شود؛ باز هم روی کاناپه دراز میکشید و دعا میکنید هرچه سریعتر از این بدہضمی و آشوب معده نجات یابید. دلنشین نیست، نه؟
- غذا باید به شما حس انرژی بدهد، نه اینکه دچار رخوت و کسالت شوید و خودتان را بابت خوردنش سرزنش کنید. سپس از خوردن یک غذای سالم، بدن شما حس بهتری خواهد داشت و در نتیجه شما به حس بهتری میرسید. برای خروج از اوج حس ناامیدی باید در رابطه با خودتان به اندازه کافی حس خوب داشته باشید. تغذیه سالم، بخشی از ترفندهای ذهنی است که ذهن و روان را از سير کردن در مسیر کسالت و ناامیدی دور میکند.
۴. به ظاهرتان برسید


یادتان باشد این مسئله ربطی به مادیگرایی یا غرور و وقتگریزی ندارد. در ظاهر خوب به نظر رسیدن میتواند در درون هم به شما حس خوبی بدهد. ورزش کنید، سپس دوش بگیرید، سپس لباس برازندهای بپوشید و در میان مردم حضور یابید. شما استحقاق آن را دارید.
- این که بدانید ظاهر خوبی دارید میتواند نگاهتان را نسبت به هر چیز متحول کند و روی رفتار دیگران با شما هم تأثیر میگذارد (ازردهکننده است، اما حقیقت دارد). اگر نمود خوبی داشته باشید، یک منبع درونی از اعتماد به نفس پیدا خواهید کرد که میتواند فوراً رفتار شما را متحول و بهتر کند، دنیا با شما مقداری مهربانتر خواهد شد و در نتیجه شما هم راحتتر میتوانید با خودتان مهربانتر باشید.
بخش سوم: مراقبت از روح و روانتان
۱. دست از منفیبافی بردارید

بس است دیگر! شما میدانید که منفی بودن چه تبعاتی دارد و نیازی به یادآوری نیست. به جای اینکه با افکار منفی در نهایت به این نتیجه برسید: «من یک بیاراده به همه معنی هستم و هیچگاه نمیتوانم به جایی برسم، پس چرا خودم را به زحمت بیندازم؟!»، به چیزهایی فکر کنید که منطقی و سودمند باشند. چند نکته برایتان داریم؛ این افکار واقعی نیستند، تنها ناشی از احساسات خواهند بود و حس هم میتواند متحول شود.
- وقتی دیدید در دام افکار منفی افتادهاید یا فوراً خودتان را ناچار کنید از آن خارج شوید یا چیز مثبتی به آن اضافه کنید تا بهتر شود. برای مثال میتوانید «من یک بیاراده هستم» را به «من امروز در این یک کار، بیاراده هستم، اما فردا روز دیگری است» تبدیل کنید. نحوه تفکر سیاه و سفید را رها کنید، هیچچیزی صددرصد و قطعی نیست. وقتی میگوییم «این نیز بگذرد»، دقیقاً باید همان چیزی باشد که به آن فکر میکنیم.
۲. سرگرمیهای کنار گذاشته شده را از سر بگیرید و موارد جدیدی هم کشف کنید
در لابهلای مشغلهها و روزمرگیها، فراموش کردن چیزهایی که زمانی دوست داشتهاید و سرگرمیهایی که برایتان لذتبخش بوده، شگفتانگیز و سخت نیست. برای بیرون آمدن از یکنواختی و حس ناامیدی باید سراغ کارهایی بروید که قبلاً برایتان دلنشین بوده و مدتی است آنها را کنار گذاشتهاید. اگر زمانی ساز مینواختید، خودتان را وادار کنید تا مجدد این کار را انجام دهید. اگر عاشق آشپزی بودهاید، آشپزی کنید. احتمالاً به نظرتان چندان سودمند نیاید، اما حقیقت این است که کشف مجدد چیزهایی که زمانی برایتان دلنشین و لذتبخش بوده، میتواند اکنون به تغییراتی که باید ایجاد کنید، سرعت ببخشد.
- علاوه بر احیای عادتهای خوب قبل، عادتهای تازه هم به همان اندازه سودمند هستند! فعال ماندن، هم از نظر فیزیکی و هم از جنبه ذهنی، شما را وادار خواهد کرد از این ملالت و رخوتی که در مسیر زندگی، بیانرژی و مأیوستان کرده و عرصه را بر شما تنگ کرده، خارج شوید. آیا در محل کار یا تحصیل، زمان خوبی وجود دارد که بتوانید از آن بهرهبرداری کنید؟ آیا یکی از دوستانتان فعالیتی انجام میدهد که برای شما هم دلنشین است؟ فکر میکنید چطور میتوانید اوقات فراغتان را خوب و سودمند بگذرانید؟ به عبارتی دیگر، چه چیزی میتواند سرگرمتان کند و از حس ناخوشایندی که دارید دورتان کند؟
۳. لیستی از کارهای روزانه تهیه کنید


هر روز صبح با رخوت، کسالت و افسردگی از خواب بیدار شدن، حس بسیار ناخوشایندی است، روز مجدد آغاز میشود و تنها علت شما برای بیرون آمدن از رختخواب، رفتن به دستشویی است. در چنین شرایطی، داشتن لیستی از کارهای روزانه میتواند شما را پشتیبانی کند. همه کارهای ریز و درشتی را که میخواهید انجام دهید در این لیست بیاورید. لازم نیست حتماً کار بزرگ و خاصی باشد، فقط باید شما را از رختخواب بیرون بکشد و وادارتان کند کاری انجام دهید.
- بستگی دارد هماکنون در چه موقعیتی و در چه مرحلهای هستید. کارهایی که باید انجام دهید میتواند چیزهای متغیری باشد؛ برای مثال ۳ کیلومتر دویدن یا گفتگو با یک نفر که تازه میخواهید با او آشنا شوید. به چیزهایی فکر کنید که دوست دارید در آیندهای نزدیک در زندگیتان رخ دهد. هر روز چه اعمال کوچکی میتوانید انجام دهید تا به آن مقصدها برسید؟
۴. به دیگران کمک کنید
ترفند دیگری که برای رها شدن از رخوت و ناامیدی میتوانید به کار ببرید تا از دنیای ناخوشایندتان فاصله بگیرید و وارد دنیای دیگران شوید (همانند دنیایی با هراس و واهمه کمتر)، کمک به دیگران است. با این کار نه تنها به آنها حس بهتری میدهید، بلکه دادن این حس خوب به آنها، به خودِ شما هم حس بهتری خواهد داد؛ یعنی یک پاداش سریع!
- علاوه بر جستجوی فرصتهای بزرگ، به جستجوی فرصتهای کوچک هم باشید. دادن راهنمایی به یک همسایه خوب، کمک به یک خانم باردار برای حمل کیسههای خریدش، کمک به یکی از اعضای خانواده یا فامیل، همه این حرکات کوچک برایتان سودمند هستند و به شما حس هدفی بودن خواهند داد. حتی ممکن است دوستان تازهای پیدا کنید و دنیای بهتر و خوشایندتری بسازید؛ یعنی یک تیر و سه نشان!
۵. محیط اطرافتان را با آدمهای مثبت پر کنید

احتمال اینکه آدمهای اطرافتان شما را بابت حالت ناخوشایند جاری سرزنش کنند بسیار بالاست. حتماً شنیدن این برایتان تلخ است، اما حقیقت این است که آدمهای اطرافتان ممکن است توان و نیروی شما را به طور کامل تحلیل ببرند. ممکن است روابط جاری شما را به طور کامل فرسوده کنند، اینطور نیست؟ اگر حتی جوابتان «ممکن است» هم باشد، بهترین کار این است که چنین روابطی را قطع کنید.
- گاهی لازم است رابطه و دوستیتان را با آدمهای سمی به پایان برسانید. کاملاً طبیعی است که برخی از دوستانمان پذیرای شرایط نامطلوب جاریمان نباشند، پس سخت نگیرید و اگر فردی در اطرافتان هست که معاشرت با او لذتی برایتان ندارد، احتمالاً زمان آن رسیده که از او جدا شوید.
۶. مکان زندگیتان را تغییر دهید
یقیناً گفتنش سادهتر از عملش است، اما اگر موقعیت و حال نامساعد جاریتان تا حد زیادی به مکانی که در آن هستید بستگی دارد، برای مثال بیکار هستید و تا این مدت شغل مناسبی نیافتهاید یا دوستی برای همصحبتی ندارید، اگر از نظر مالی امکانش را دارید، به مکان دیگری نقل مکان کنید. لازم نیست این جابهجایی، مسافت زیادی را شامل شود، بلکه حتی یک تغییر در محل سکونت هم میتواند تأثیرات بسیار خوبی داشته باشد. راه بهتری برای تازه کردن روحتان سراغ دارید که همه حواس ششگانهتان را تر و تازه کند؟
- با یک جابهجایی، بسیار سریع همه چیز را در رابطه با زندگی قبلتان فراموش خواهید کرد. دیگر مهم نیست گذشته چه بر شما گذشته است. اگر خاطرات بدی که دارید، با محل سکونت جاریتان گره خورده است، این پیشنهاد را جدی بگیرید و محل سکونتتان را عوض کنید. جایی بروید که امتیازات خوبی را که دارید، بتوانید همچنان نگه دارید، برای مثال دوستان یا شغل جاری. بنشینید و با خودتان فکر کنید و همه چیز را مورد بررسی قرار دهید، ببینید این جابهجایی ارزش نتیجهای را که به دست خواهید آورد را دارد؟ یقیناً، درست همانند این است که وارد دنیای جدیدی شوید!
روش چهارم: صبور، متعادل و پیگیر باشید
۱. نسبت به خودتان شکیبا باشید


واقعاً درست است! آغاز یک زندگی تازه، یک شبه محقق نمیشود، احتمالاً سالها طول بکشد. ممکن است پیشرفتها و تغییراتتان آنقدر کوچک باشد که حتی متوجه هم نشوید. فکر کنید هر روز چند گرم از وزن خود کم کنید، احتمالاً متوجه نشوید، اما روزی میرسد که میبینید لباسهایتان دیگر برایتان بزرگ شدهاند.
- وقتی با گذشت زمان، تغییرات را حس کنید، شگفتزده و خوشحال خواهید شد، انگار آن همه ناامیدی و سختی هیچگاه وجود نداشته است. وقتی میرسد که از خواب بیدار میشوید و میگویید: «راستی؟ آیا واقعاً آن آدم نومید و بیانگیزه من بودم؟ باور نمیکنم!» عجله نکنید، زمانش فرا خواهد رسید، همیشه همینطور است! همیشه آخر شب سیه، سپید است.
۲. در طول این مراحل تمرکزتان را حفظ کنید
درست همانند این پیشنهاد که: «قبل از رسیدن به دستانداز، سرعتتان را کم کنید.» زمانهایی خواهد بود که کنترل از دستتان خارج میشود و حس میکنید در حال برگشتن به موقعیت قبلیتان هستید. نترسید، مگر بدتر از همان ناامیدی و رخوت که در آن بودید هم وجود دارد؟! تلاش کنید همچنان تمرکزتان را حفظ کنید و مثبت بمانید، این فراز و نشیبها کاملاً طبیعی بوده و نمیتوان از آنها فرار کرد.
- شما اکنون در چالش و تکاپوی برقراری یک تعادل اساسی بین زندگی قدیم و جدیدتان هستید و این خودش به اندازه کافی تشویشبرانگیز است. در مسیر تحول، آشفتگیها و نابسامانیهایی نیز وجود دارد، اما باید بدانید موقتی هستند و شما میتوانید با تمرکز و حفظ کنترل، آنها را پشت سر بگذارید.
۳. برای خودتان انگیزه و شوق ایجاد کنید

شما هر روز در مسیر پیشرفت قرار دارید، یک مسیر شگفتانگیز! اکنون زمان آن است که یک شوق تازه پیدا کنید، چیزی که شما را راضی کند، به شما انگیزه بدهد و آن روزهای بد و سخت را از شما دور و دورتر کند. آیا چیزی وجود دارد که ذهنتان فوراً به آن معطوف شود؟ کاری شوقبرانگیز که شور زیادی برای آن داشته باشید؟ وقت بگذارید و خلاقیتتان را به کار ببرید تا هدفی بیابید؛ کارهای شگفتانگیز و دلنشین!
- خوب بودن در انجام کاری واقعاً باارزش است و خوب بودن در چیزی که واقعاً از آن لذت میبرید، از آن هم ارزشمندتر است. ایجاد شور و انگیزه، اکنون هرچه که باشد، میتواند تأثیر شگرفی روی حس شما به خودتان بگذارد و به مهارتی خواهید رسید که دیگر ناامیدی و افسردگی جایی در زندگیتان نخواهد داشت.
۴. یک روتین رضایتبخش تدوین کنید
اکنون که به همه این ایدههای تازه و شوقانگیز دست یافتید، باید آنها را تثبیت کنید و تداوم دهید تا بخشی از زندگی روزمرهتان شوند. ممکن است هفتهها و ماهها طول بکشد، اما در نهایت، برقراری تعادل در کار، زندگی اجتماعی، هیجانات و اوقات فراغت، همه و همه محقق خواهند شد و دلیلی وجود ندارد که این اتفاق نیفتد.
- خوشبختانه، این روتین به شکل گرفتن خودش کمک میکند! به محض اینکه برتریها را مشاهده کنید؛ یعنی مراقب بدن و روحتان باشید، شکلگیری این روتین خوشایند آغاز خواهد شد.
برگرفته از: wikihow.com
